23month 13day

تعرفه تبلیغات در سایت
سلام بر مادر گرامی و خوشگل خودم :)

چطور مطوری مامان ؟ خوبی ؟ خب خدارو شکر!

چخبرا گلم ؟ کم پیدا شدی ؟ نیستی ؟

دیگه باید داخل خواب اینو اون سراغتو بگیرم؟

مگه خوابای من چشونه ؟ قهمیدم فهمیدم :)

مامان خودت یروز رفتی سفر فقط یک روز طول کشید!

برگشتی خونرو به اتیش کشوندی که چرا سراغی ازت نگرفتیم!

اونم برا این بود که دیگه عادت کرده بودم میدونستم شب بر میگردی ولی هیچ وقت 

فکرشو نمیکردم که یروز بری و دیگه بر نگردی:(

یروز رفتی و من هرروز دارم سراغتو میگیرم ولی انگار تو دیگه دلت نمیخواد من بهت زنگ بزنم:(

سراغتو بگیرم سراغمو بگیری انگار دلت نمیخواد دیگه اذیتت کنم دیگه دلت نمی خواد بیام بغلت

دیگه دلت نمیخواد از سرو کولت بالا برم دیگه دلت نمیخواد صدامو بشنوی دیگه دلت نمیخواد به هم پیام بدیم

دیگه دلت نمیخواد برات اب بیارم دیگه دلت نمیخواد باهات دردودل کنم دیگه دلت نمیخواد بزرگ شدنمو ببینی

دیگه دلت نمیخواد راجب اینده باهم حرف بزنیم حتی دیگه دلت نمیخواد پاهاتو نوازش کنم همون پاهایی که

همیشه درد میکرد همونا که من روی اونا اروم میکردی اره همون پاها !دیگه دلت نمیخواد باهم باشیم ...

دلم لک زده برا یدونه از کارایی که گفتمو نگفتم برای خیلی چیزا برای بوسیدنت .

مامان زمانی که داشتم به بودنت در کنارم افتخار میکردم احساس غرور میکردم تنهام گذاشتی تنهام گذاشتی

و من تنها ترین عالم شدم :(

انقدر تنها که هیچ بودنی جز تو ارومم نمیکنه هیچ بودنی:(

مامان دلم میخواد تا خود صبح برای تو بنویسم برای اون چیزایی که با بودن خودت میسر میشن فقط و فقط به دست خودت.

این روزا فقط تورو میخوام نوازشتو صداتو ...

مامان نبودت داره نابودم میکنه , بیا پیشم مامان بیا , قول میدم دیگه بچه خوبی باشم قوله قول :(

کاش بودی کاش ...

تو بودی و خدا و دیگر هیچ :(

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:07
برچسب‌ها :