
سلام مامان کم کم داره میشه دوسال که نیستی ! نمی خوای برگردی ! قبلا فوقش یک ماه نبودی اونم زیاد زیادش بود ! الان شده بیست و دو ماه که نیستی ! اره بیست و دوماه ، بیست و دوماه بد زجر اور ! چقدر بد گذشت ! اصلا نگذشت ! خوشم که گذشت ! الانم میگذره ! پس کی تموم میشه این گذشتنا ! کی میشه ببینمت ؟ کی میشه دوباره باهات صحبت کنم؟ کی دوباره به اغوشت دسترسی پیدا میکنم؟ اینا سوالای بی جوابمه ! هر روز در انتظارت با این سوالای بی پاسخ ! درسته بد کردم ، اشتباه کردم ، بد رفتم ، زدم به خاکی ! نمی خوای پسرتو ببخشی باهاش حرف بزنی؟ هنوز زمانش نرسیده! تا کی باید صبر کنم؟ مگه چکار کردم ؟...
ادامه مطلب