60month 26 day - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:59
سلام مامانخوبی ؟همینجور الکی الکی رفتیا ...پشت سرتم نگاه نکردی ...دلم برات تنگ شده بود ...خیلی نه، خیلی خیلی زیاد هم نه ...فقط دلم برات تنگ شده بود.xa0دلم میخواست بهت زنگ بزنم باهم صحبت کنیم ...حرف بزنی
Mother's day - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 7:18
سلام مامانامسال هم روز مادر برات بنویسم ؟؟چه سوال مسخره ای، دارم مینویسم دیگه ...اما چی می نویسم رو نمی دانم، چی می خوام بنویسم رو نمیدونم ...چند سالِ که همینجور دارم می نویسم، بدون اینکه فایده ای داش
52month 25day - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 4:40
سلام مامانxa0چه ماهی بود این ماه ...ماهی که به ارث برده بود درد را، بغض را، حسرت را ...از که ؟ یا از چه ؟از ماه های قبلش، از روزهای قبلش ...از روزی که رفتی، روزی که دیگر روی زمین نبودی ...همه گفتند که پ
53month - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 4:40
سلام مامانمن نوشتم برات، با تمام وجودم هم نوشتماما شاید تقصیرم بر لین بود که ثبت نشه ...سکوت زیباس نه مامان ؟؟
51month 6day - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامان کاش میشد این بار تو برام حرف بزنی :) منم سرمو بذارم روی پاهات مثلِ بچگیا ... چشمامو ببندم، غرق بشم داخل لحظه ها !! بعدش یهو بزنی بهم، بگی بسه دیگه بلندشو پام درد گرفت، بلند شو ... منم بگم ن
No thing - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامان چند پنجشنبه است که میگذرد اما من مجال نزدیک شدن به تو را ندارم ... چندیدن روز است که میگذرد اما من مجال حضور در درگاهت را ندارم ... مادر ساعت های زیادی است که به تو فکر می کنم، بدون آنکه بت
???time - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامان نگرانم که نشدی ؟ من حالم خوبه خوبه ... مامان تو خوبی ؟ دلم برای نوشتن برات تنگ شده بود :) ساعت نزدیک های شش بود، می خواستم برات بنویسم، اما یهو گوشیم شارژ تموم کرد :)) صبح کلی ذوق نوشتن داش
51month 28day - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامانی :) چطوری خوبی ؟؟ منم خوبم مامان، منم خوبم ... فقط نمیدونم چرا یهو خندم محو شد :( هرچی فکر میکنم نمیدونم چجوری این ماه داره تموم میشه ... انگار همین دیروز بود که شد ۵۱ ماه ... ماه خوبی بود
52month - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامان برای شروع این ماه دیگه توان نوشتن ندارم :(( من حرف میزنم تو گوش کن، باشه ؟؟ ممنون :)
52month 11day - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام ماماننمیدونم آماده ام که برات بنویسم یا نه !!گفتم یه مدت طولانی چیزی نمی نویسم، اما الان اومدم که بنویسم :)که حرف بزنم، حرف بزنیم :)مامان خوبی ؟ دلم برات تنگ شده ها ...خیلی هم تنگ شده :(مامان چند
BD,me - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامان :)xa0امروز تولدمه، یعنی امروز نه ها،دیشب بود، خودت میگفتی شب به دنیا اومدم ...ولی دیگه به اسم ۱۴ بهمن تموم شده :)بهت گفتم چی شد ؟؟به همه گفتما، به همه فخر فروختم :)دیشب دلم برای تولد ۱۵ سالگی
Friday - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 4:24
سلام مامانxa0این ماه چه ماه عجیبیه مامان ...هیچ کدوم از پنجشنبه هاش نتونستم باهات باشم ...انگار همه چی سرجاشه و هیچی سرجاش نیست ...میدونی مامان، من فقط از نظر احساسی مشکل ندارم ...من حتی با اتفاق هایی ک
41month 8day - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 11:34
41month 8dayپنجشنبه یک شوخی بَد بود !!!نمیدونم، همون موقع ها که بودی هم پنجشنبه ها یجورایی بود !انگار از همون روز اول نافم را با پنجشنبه بریده بودند !!خود به خود هر پنجشنبه بدون اینکه دلیلی داشته باشد--راهی قبرستان میشدم، پنجشنبه هایم اینگونه میگذشت ...انگار داشتند من را آماده میکردند، از قبل همه چی...
Mom,day - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 11:34
سلام مامانامسال هم گذشت، مثل سه سال گذشتهفکر کنم این چهارمین روز مادر بی مادر بود ...درد داشت، خیلی خیلی درد داشتولی بازم گذشتدلتنگت بودم، بعد از مدت ها دوباره تونستم بیام به دیدنت و حسابی باهات درد و دل کنم، برای همین ارومم و چیزی نمیگم :)وگرنه این چندروز انقد داخل این حال و هوای مادرانه اذیت شدم ک...
39month 5day - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 19:33
سلام مامان خوبم خداروشکر، شما خوبین؟چند وقته دیگه حتی دلم نمیخواد که بنویسم مامان حتی دیگه نمیخوام که اروم بشم خسته شدم مامان، خسته... دیگه کم اوردم، بریدم، میدونم هربار این جملاتو تکرار میکنم ولی مامان باور کن هربار بیشتر از قبل کم میارم خسته میشم میبرم ... جدیدا دیگه هیچ حرفی هم ندارم فقط باید بشی...
39month 21day - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 19:33
39month 21day مامانهمه چی تقصیر توعه، ببین نبودت بامن چکار کرد...با رفتنت باعث شدی به چه کسایی اجازه ورود به زندگیم بدمبا چه کسایی درد دل کنمو اخرش با بی رحمی تمام نابود کننبا رفتن باعث شدی، دیگه نفهمم زندگی یعنی چی؟؟؟با رفتنت باعث شدی زندگی برام جهنم باشه و هر روز آرزوی مرگ کنمبا رفتنت باعث شدی برا...
37month7day - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 18:12
[unable to retrieve full-text content]سلام مامانم دیگه انقد نبودی که روزه&#1
Thursday - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 18:12
[unable to retrieve full-text content]سلام مامان هفته چهارمم گذشت ... چهار ه&#1601
Thursday5 - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 18:12
[unable to retrieve full-text content]سلام مامان پنج هفته گذشت، پنجمین پن&#1
36month 25day - تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 1:08
سلام مامان منم اون گدای قدیمی، همونی که خیلی وقته تورو گدایی میکنه...خیلی وقته که دیگه برات چیزی ننوشتم، از چیزایی که چندسال بود مینوشتم... از تولدت از پروازت از محرم از روزهای تکراری از خیلی چیزا ... ننوشتم چون شک داشتم و دارم که بفهمی حرفامو بخونی

برچسب‌های مرتبط

no thing | no thing game | no thing left behind | no thing on me | no thing on me lyrics | no thing surreal arcade trip | no thing apk | nothing vs nothing | no thing gameplay | no thing game story